Advertisements

گرجستان و روسیه 5 سال پس از جنگ

روز 7 آگوست سال 2008 را آعاز جنگ 5 روزه گرجستان و روسیه اعلام کرده اند. امروز پنج سال از آن تاریخ می گذرد. تحریمهای اقتصادی روسیه علیه گرجستان لغو شده اند و دولتها درباره گسترش مناسبات دو کشور سخن می گویند.

جنگ آگوست 2008
درگیری بین نیروهای گرجی و اوستیایی در منطقه اوستیای جنوبی از همان دوران اعلام استقلال گرجستان از شوروی سابق وجود داشت. در دوران شوروی اوستیای جنوبی یک ایالت خودمختار وابسته به گرجستان شناخته می شد اما در سال 1990 این ایالت خواهان استقلال از گرجستان شد و از آن زمان تاکنون این منطقه دچار مناقشه بوده است.
به تاریخ 7 اگوست 2008 نیروهای ارتش گرجستان در یک عملیات غافلگیرانه شهر تسخینوالی ცხინვალი یا چربا Чъреба مرکز اوستیای جنوبی را تحت تصرف خود درآوردند. یک روز بعد یعنی هشتم آگوست تانکهای روسیه وارد تسخینوالی شدند و سربازان روسی در مرزهای اوستیای جنوبی مسقر گردیدند. اسناد ویکیلکس نشان داد که گرجستان آغازگر و خواهان جنگ نبود اما  به لحاظ حقوقی واکنش روسیه نسبت به اقدامات گرجستان قانونی بود و از این لحاط مسبب شروع جنگ گرجستان معرفی شد.

دولت فرانسه پیشنهاد صلحی را به دوطرف در گیری‌ها پیشنهاد کرد و هر دو دولت آن را امضاء کردند اما سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که که نیروهای روسیه، تا زمانی که لازم باشد در گرجستان می‌مانند.
دولت گرجستان اعلام کرد که آسیب وارده از این جنگ به گرجستان یک میلیارد دلار بوده‌است. این جنگ باعث کاهش رشد اقتصادی گرجستان شد زیرا هم ضریب امنیت سرمایه گذاری در کشور را کاهش داد و هم تحریمهای روسیه باعث کاهش صادرات گرجستان شد.

دوران پس از جنگ و حکومت ساکاشویلی
حکومت ساکاشویلی بعد از دوران جنگ سعی کرد با طرح این شعار که روسیه خاک گرجستان را اشغال کرده است، حمایتهای بین المللی را بسوی کشور خود جلب کند و روسیه را در چشم جهانیان کشوری متجاوز معرفی کند. گرجستان همچینین برای اعمال فشارهای اقتصادی بر مردم این منطقه سفر به استانهای جدایی طلب را ممنوع اعلام کرد.ممنوعیت مسافرت به اوستیای جنوبی سبب شد که ارتباط آنها با تفلیس روزبروز کمتر شود. بنظر می رسد که ساکاشویلی بدنبال راهکاری بود تا مجوزی بدست بیاورد که نیروی های خود را در اوستیای جنوبی مستقر کند اما غرب هیچگاه این مجوز را به ساکاشویلی نداد و بعکس اعلام شد که اوستیای جنوبی بخشی از خاک گرجستان است اما راه حل نظامی برای پایان دادن به این مناقشه وجود ندارد. این نحوه برخورد غرب با مسئله اوستیای جنوبی ساکاشویلی را در بن بست قرار داد. البته او پروژه های گوناگونی را طراحی کرد از جمله موضوع ایجاد فدراسیون قفاز و لغو روادید سفر به گرجستان برای ساکنان قفاز شمالی به منظور گسترش گرایش مردم این منطق به تفلیس بجای مسکو، صدور گذرنامه خنثی برای مردم استانهای جدا شده که مورد حمایت هیلاری کلینتون نیز قرار گرفت، پیشنهاد پیوستن اوستیای جنوبی و آبخازیا به گرجستان تحت شرایط واگذاری اختیارات وسیع به مقامات محلی و غیره که در عمل هیچ یک از اینها به پیوستگی اوستیا به گرجستان کمکی نکرد و روزبروز شکاف بین دو جامعه افزون تر شد و تنش بین روابط مسکو و تفلیس نیز بالا گرفت.
ساکاشویلی در مورد پیوستگی استان آجارا به گرجستان کارنامه مثبتی از خود بجای گذاشت. اما آجارها از لحاظ فرهنگی و قومی بسیار به گرجی ها نزدیک هستند و  آجارا جز با سرزمین مادر و ترکیه با کشور دیگری مرز خاکی ندارد.

رویکرد حزب رویای گرجستان به مسئله اوستیای جنوبی
یک نکته مهم در مورد مناطق اوستیا و آبخازیا این است که بدنبال روسیه تقریبن هیچ کشور دیگری حاضر نشد که استقلال آنها را به رسمیت بشناسد.بجز چند کشور در آن سوی اقیانوس ها که بطور طبیعی منافع چندانی در ارتباط با کشور کوچکی مانند گرجستان در این سوی اقیانوس ندارند، سایر دولتها از حکومتهای اوستیا و آبخازیا حمایت نکردند و آنها را به رسمیت نمی شناسند. تنهایی مسکو در حمایت از دولتهای این مناطق هم به اعتبار روسیه لطمه میزند وهم هزینه های بسیار سنگینی را بر دوش این کشور می گذارد. بنابراین برخلاف تصور آقای ساکاشویلی این بسیار طبیعی اسنت که روس ها بدنبال راه حلی باشند تا این بار سنگین از دوششان برداشته شود.
با به قدرت رسیدن حزب رویای گرجستات شاهد این تحولات بودیم:
– مجازات سفر به اوستیا و آبخازیا از زندان به جریمه نقدی تنزل پیدا کرد و بحث در مورد آزاد شدن مسافرت به این مناطق آغاز شده است. نخست وزیر گرجستان اعلام کرد که امکان بازگشایی خط قدیمی راه آهن گرجستان به روسیه که از مناطق جدایی طلب عبور می کند نیز وجود دارد. بعبارت دیگر سیاست نزدیکی و تعامل جای خود را به اعمال فشار و توسل به زور داد.

سیاست تنش زدایی با مسکو بکار افتاد و پیش شرط خروج نیروهای روسیه از مناطق اشغالی برای برقراری رابطه از دستور کار مقامات گرجستان حذف شد. روابط اقتصادی و فرهنگی بین گرجستان و روسیه توسعه پیدا کرد و چشم اندازهای نوینی پیش رو قرار گرفت. سیاستمداران حزب رویای گرجستان که به عمل گرایی شهرت دارند، نیک میدانند که همگام با نزدیکی به اروپا و ناتو باید روابط خود را با روسیه نیز حفظ نمایند و  در موقع لزوم از فشارهای غرب بر روسیه در جهت منافع گرجستان بهره برداری کنند.

– باز کردن فضای سیاسی و رسانه ای در گرجستان که این می تواند برای تمامی مردم منطقه و از جمله نخبگان اوستیای جنوبی و آبخازیا نیز جذاب باشد و گرایش به تفلیس را در آنها تقویت کند.

بطور کلی برداشت من اینست که سیاستمداران جدید گرجستان استراتژی همگرایی بین استانهای جدا شده و سرزمین مادری  را بطور واقع بینانه ای در چهارچوب مسائل منطقه ای، واقعیتهای موجود در این سرزمینها و سیاستهای بین المللی پی گیری می کنند و متوجه هستند که راه حلی انقلابی و احساسی برای این مشکل وجود ندارد.

سیاست روسیه در رابطه با استانهای جدایی طلب

روسیه تا پیش از جنگ آگوست 2008 از دولتهای اوستیای جنوبی و ابخازیا حمایت می کرد، مرزهای روسیه بر روی مردم این مناطق باز بود و ارتباط آنها با دنیا از طریق مسکو برقرار می شد.روسیه برای این مردم گذرنامه روسی نیز صادر می کرد تا آنها بتوانند به کشورهای دیگر جهان مسافرت کنند. پس از جنگ آگوست 2008 روسیه بطور رسمی اوستیای جنوبی و آبخازیا را بعنوان کشورهایی مستقل پذیرفت. بعبارت دیگر کرملین در برابر هر  تندروی از سوی گرجستان دست به اقدامی متقابل زد. روسیه در مقابل گفتمان روسیه هراسی ساکاشویلی هم اعلام کرد که تا زمانی که این شخص رهبری سیاسی گرجستان را برعهده داشته باشد حاضر به هیچگونه مذاکره ای با دولتمردان گرجی نخواهد بود.

با به قدرت رسیدن ائتلاف رویای گرجستان روابط مسکو و تفلیس رو به بهبودی گذاشت اما سیاست مسکو در رابطه با استانهای جداشده به چه سمت و سویی خواهد رفت؟

نخست وزیر روسیه مدودف در گفتگوی اختصاصی با شبکه روستاوی2 مواضع روسیه را به روشنی تشریح می کند. او بدولت گرجستان توصیه می کند که برای حل این مسائل بطور مستقیم با دولتمردان اوستیای جنوبی مذارکره کند. پیشتر ولادیمیر پوتین نیز گفته بود که حل مشکل این مناطق بدون درنظرگرفتن رای و نظر مردمی که در ان مناطق زندگی می کنند، امکان پذیر نیست. در مصاحبه اشاره شده، روسیه به گرجستان توصیه میکند که سیاست پیوست به ناتو را کنار بگذارد و به اتحادیه اوراسیا بپیوندد. بدون تردید روسیه نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بسیار گسترده ای در این مناطق دارد و از سخنان رهبران روسیه می توان اینطور برداشت کرد که بکارگیری این قدرت در جهت منافع ملی کشور گرجستان بستگی به میزان همکاری گرجستان با روسیه دارد و اینکه تا چه حد در راستای منافع استراتژیک روسیه گام بردارد یا تهدید ارزیابی شود.

مردم اوستیای جنوبی

زبان مردم اوستیا زبان آسی نامیده می شود. در گرجستان تلاش می شود که این زبان لهجه ای از زبان گرجی معرفی شود و اوستیایی ها نیز شاخه ای از نژاد گرجی اما مردم این منطقه خود و زیانشان را گرجی نمی دانند. اوستیایی ها می گویند که ما ایرانی هستیم و زبان ما ایرانی  Ирон ایرُن است. زبان شناسان نیز زبان آسی را یکی از زبانهای ایرانی و نزدیک به زبان قوم پشتو معرفی می کنند.

من حدود 6 سال قبل و پیش از جنگ آگوست 2008 یکبار در شهر کازبگی یا بقول امروزی ها استپانتسمیندا با یک زوج میانسال از اهالی اوستیای جنوبی ملاقات داشتم. آنها در کازبگی با یک شرکت توریستی محلی همکاری می کردند. وقتی به مدیر مسافرخانه ای که در آن اقامت داشتم، گفتم که ایرانی هستم آن افراد را صدا زد و بمن گفت که اینها هم ایرانی هستند. من از آنها پرسیدم آیا شما واقعن ایرانی هستید، آنها گفتند بله ما از اوستیا هستیم، ما مسلمان و ایرانی هستیم. جالب اینکه اسم آقایی که با اوصحبت کردم، محمود بود. این زوج بمن آموختند که ما ایرانی ها و اوستیایی ها در واقع ملتی واحد هستیم که از هم  دور افتاده ایم. بگذریم از نظریات برخی از ناسیونالیستهای افراطی ایرانی که بشما خواهند گفت محمود اسمی عربی است و نه ایرانی  بعضی از آنها تا انجا پیش می روند که می گویند دین اصلی مردم ایران اسلام نیست.

یکی از زمینه های موجود برای توسعه نفوذ فرهنگی ایران در منطقه قفقاز همین اقوام اوستیایی هستند، بنظر من دولت ایران باید تلاش کند که زمینه ارتباط بین مردم ایران و اوستی ها را فراهم سازد. البته منظور من این نیست که ایران هم در سیاست خارجی خود خدای ناکرده مانند اسرائیلی ها از کارت مناطق اشغالی در بازی های سیاسی استفاده کند. دولت ایران میتواند از گرجستان بخواهد که برای ایرانی ها جواز سفر به اوستیا را صادر کند. من نمی توانم باور کنم که دولت ایران این مناطق را به حال خودشان رها کرده باشد و تلاشی نکرده باشد که در آنجاها نفوذی پیدا کند  و البته گزارشهای پراکنده ای را نیز در این مورد بدست آورده ام. نکته ای که میخواهم بر آن تاکید کنم ، داشتن سیاستی شفاف در این زمینه و استفاده از نیروهای اجتماعی و مستقل در این جهت است. رفت و امد آزاد مردم ایران به اوستیای جنوبی پیوندهای عمیقی را بین دو ملت بوجود خواهد آورد.

بحث در مورد آزاد شدن مسافرت به استانهای جدا شده در بین نمایندگان پارلمان گرجستان نیز در جریان بوده است و ایران میتواند این گفتمان را تقویت کند. حضور فعال ایرانی ها در اوستیا در جهت منافع استرتژیک گرجستان نیز خواهد بود چون نفوذ بیش از حد روسیه در این منطقه را تعدیل می کند و گرایش به جنوب را نیز در بین مردمان بومی تقویت خواهد کرد.

Advertisements

2 Responses to گرجستان و روسیه 5 سال پس از جنگ

  1. بازتاب: گرجستان در مسیر ناتو گام خواهد زد | گرجستان

  2. بازتاب: گرجستان آماده گفتگو با اوستیا و آبخازیا است | گرجستان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: